به جان شما راست میگویند که مملکت خر تو خر است! گواهینامهی رانندهگی من مربوط به سال 84 بود، همآن زمان که طرح گواهینامهی یکساله (موقت) اجرا میشد. به یک دلیل کاملن واضح و موجه (گشادی!!) در پی تمدید آن نرفتم تا اواخر اسفند گذشته! تهران بودم. با یک مرکز پلیس +10 تماس گرفتم که بپرسم برای تمدیدش چه گهی باید بخورم، درآمدند که: "گواهینامهات کلن باطل شده و باید دوباره امتحان بدهی!!" گفتم به جهنم، دوباره امتحان میدهم! رفتم به یک آموزشگاه رانندهگی که: " باید بروی به شهرک آزمایش و کاغذ بیاوری و..." رها کردم. یک بار قبلن گذرم به شهرک افتادهبود. اصلن اعصاب شلوغی و بوروکراسی چندشآورش را نداشتم. به سرم زد که بیایم شاهرود و هماین جا کلکاش را بکنم که دست کم خلوتتر است و اعصابشکنیاش کمتر! جناب پلیس شاهرودی پرتاب کردند که: " برو به مرکز پلیس+10" کفرم درآمد. گفتم لابد دوباره کاغذبازی و برو و بیا و...اما دخترک کاغذی به دستام داد که: " مدارکات را کامل کن و بیاور" و مدارک چه بود؟ چندتا فیش بانکی و چهاربرگ کپی که البته در این مملکت برای (...)دادن هم لازم است!! کاغذها را به گواهینامهام منگنه کرد و درآمد که: "برو! تا دو هفتهی دیگر میآید منزلتان" به هماین سادهگی! حتا عکس هم نخواست و آدرس هم نپرسید! جان؟ چی فرمودید؟! عصر ارتباطات؟ سیستم یکپارچهی ملی؟ سیاست واحد؟ بیخیال بابا!! یادتان که نرفته، اینجا ایران است!!
پن: اگر شانس من است، گواهینامه که هیچ (...)رویانیان را هم دستام نمیدهند! میگویند باید بیایی امتحان بدهی! حالا ببین کی گفتم!!